مدیران سرسخت (قسمت دوم)

v
چگونه به رییسم
اطلاعات بدهم؟
ساده ترین راه برای انتقال اطلاعات به رییستان چیست؟ پست الکترونیکی یا چهره به
چهره؟ ساده ترین راه پرسیدن است ببینید کسانیکه با او رابطه موفق تری داشته اند از
چه روشی استفاده کردند.
v
چه قدر باید
رییسم درکارهایم دخالت کند؟ چون شما
نمیتوانید شخصیت کارفرمایی که دوست دارد درهرکاری مداخله کند
ودرهرتصمیم گیری شرکت کند تغییر دهید پس میتوانید بانفوذ در او
بفهمید که با
دانستن چه چیزهایی احساس آرامش وراحتی میکند.
v
چگونه میتوانم
مشکلات رییسم را حل کنم؟ بخواهید یا نخواهیدمشکلات رییستان مشکل شما هم هست
اگربدانید مشکل اوچیست میتوانید راه هایی برای حل آن بیابید.
ولی بدانید شمانمیتوانید رییستان را مجبور به درد
دل کنید ولی میتوانید از این جملات استفاده کنید اگر چیزی هست که که
میخواهید بگویید من آماده شنیدن هستم ویا اگردنبال گوش شنوایی میگردید من به صحبت
های شما گوش خواهم داد ویا کمکتان بکنم اگرفکرمیکنید مفید فایده هستم.
v
چگونه نیازهایم
رابرای مدیر روشن وشفاف سازم؟ برای درخواستتان خجالتی وکم رو نباشید بیشتر مدیران
دوست دارند کارمندانشان صاف بیایند ورک و پوست کنده نیازهای خود را بگویند نه اینکه
نسبت به نیازهایشان گریزان ترسو یا منفعل باشند.اگر نیازتان درحد توانایی رییستان
باشد دراسرع وقت میپذیرد.
v
مسوولیت
کمتریابیشتر؟ مسوولیت پذیری به معنای قربانی شدن نیست.
افراد
مسوول در موقعیت بد سعی میکنند آنرا تغییر دهند وکسانیکه مسوولیت تغییرات را به
عهده نمیگیرند شروع به متهم کردن این وآن میکنند. بنابراین ازخودتان همیشه بپرسید
چه کاری برای بهبود وضعیت میتوانم انجام بدهم؟
پایان قسمت دوم . قسمت سوم هفته آینده
|